گفتارهای استاد معمار منتظرین
... و خدا در همین نزدیکی است

عنوان بحث : نقش ایمان در از بین بردن شرک

  • از عواملی که باعث ظهور خوف و حزن در انسان می شود ، شرک خفی است که در باطن انسان آشکار می شود .
  • خدای مهربان در سوره زمر فرموده است : من همه گناهان را می بخشم . ولی دو  مرتبه در سوره نساء فرموده است : من شرک را نمی آمرزم.  
  • شرک خفی چیست ؟خداوند در آیه 106 سوره یوسف می فرماید :
    « و ما یومن اکثرهم بالله الا و هم یشرکون » ؛ اکثر اینها ایمان نیاورده اند به خدا در حالی که مشرک هستند .
      از امام صادق علیه السلام درباره این آیه سوال شد که یابن رسول الله چگونه می شود انسان ایمان داشته باشد و مشرک هم باشد ؟ حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
    1- تحویل الخاتم :مثلا انگشترتان را برگردانید که با دیدن آن یادتان بیاید که با فلانی قرار دارید .
    2 - قول الرجل: لولا فلان لهلکت ؛ اینکه مرد بگوید اگر فلانی نبود من هلاک می شدم .
  • راغب اصفهانی درباره معنای شرک خفی آورده است : « و هو مراعات غیر الله معه فی بعض الامور » شرک خفی مراعات غیر خدا در برخی امور همراه با خداست   .
  • اولین ثمره شرک خفی خوف است. حال انسان گرفته می شود. بی حوصله است. ذات افدس اله در قرآن کریم می فرماید : آنهایی که برای خدا شریک قرار می دهند ، « فتقعد ملوما مخزولا » می شوند. هیچ راهی برای فاصله گرفتن از شرک خفی نیست، مگر اقرار به« لا اله الا الله » که آغاز ایمان است.
  • علامت کسی که از شرک رهایی یافته این است که علاوه بر رهایی از خوف و حزن، از بدبینی نسبت به عالم وجود هم رهایی یافته است .
  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : « الطیره شرک » بدگمانی شرک است . چرا طیره و بدگمانی و بدینی شرک است ؟ همه می دانیم خداوند در قرآن کریم فرموده است : بیده الخیر ؛ یعنی نظام ملک و ملکوت که به دست خداست و دست خدا هم مطلقا خیر است . حالا اگر کسی بدبین و بد گمان شود باید این مطلب مصداق پیدا کند که کس دیگری در خلقت باشد که دستش بدی و شر باشد و این همان دوبین شدن و در نهایت همان شرک خفی است .


در روایت شریف است که : « من تشبه بقوم فهو منهم » ، هر کس شبیه به قومی شود از آنها خواهد شد . چون طبق آیات قرآن ملائکه دائما صلوات می فرستند ( ان الله و ملائکته یصلون علی النبی ) ما هم اگر دائما صلوات بفرستیم ، مانند آنها و بلکه بهتر خواهیم شد.

از عوامل مهم و اساسی که باعث ظهور خوف و حزن در انسان می شود ، شرک خفی است که در باطن انسان آشکار می شود . البته خدای متعال در ابتدا همه انسانها را موحد آفریده است چون همه طبق فطرت خلق شده اند. در قرآن هم آمده است : « فطرت الله التی فطر الناس علیها » ؛ فلذا تمام انسانها در ابتدای امر موحد می باشند ولی زمانی که وارد عالم دنیا و عالم اشیاء و عالم اسباب می شوند آرام آرام چشم حسشان به ظواهر اشیاء باز می شود و با مشاهده آثاری که به اذن خدا در اشیاء موجود است به تدریج در ظاهر یا باطن مبتلا به شرک خواهند شد .
در توحید شیخ صدوق آمده است : حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:  « کل مولود یولد علی الفطره »
امام باقر و امام صادق سلام الله علیهما درباره این فرمایش رسول الله الاعظم فرمودند: « یولد علی الفطره یعنی علی التوحید » ؛
یعنی هر موجودی بر توحید آفریده شده است. در بیانی دیگر فرمودند :« یولد علی الفطره یعنی علی الولایه» یا یعنی بر ولایت آفریده شده است که هر دو معنا در نهایت به یک موضوع ختم می شود.
انسان وقتی در عالم اسباب قرار می گیرد، در اثر توجه به نفس به شرک مبتلا می شود. کلمه شرک از شَرِک گرفته شده که به معنای نخ نازک است ، که در کنار حبل الله المتین می آید. شخص هرگاه می خواهد استمداد بجوید، به جای یگانه بینی ، دوبین می شود.
به برکت معارف آل الله دوستان اهل بیت علیهم السلام از شرک عظیم (قائل شدن به ثنویت )که در حقیقت همان کفر ورزیدن است ، رها شده اند . ذات اقدس اله در قرآن کریم فرموده است : «  ان الشرک لظلم عظیم » . در دعای شب 27 ماه رجب هم آمده است :
« لا یغفر الذنب العظیم الا العظیم » ؛ که ذنب عظیم همان شرک است . شرک عظیم آن است که بگوییم مسائل و تدبیر امور در مملکت الهی به دست خدا و دیگری است. حتی اگر قائل شویم که اداره مملکت وجود مستقلا به عهده اهل بیت علیهم السلام است  و قائل به تفویض بشویم مورد لعن صریح حضرت بقیه الله علیه السلام قرار خواهیم گرفت . حضرات اهل بیت علیهم السلام به اذن الهی مجری اراده خدا هستند ، به اذن خدا ظرف مشیت خدا هستند ، به اذن خدا اسم الله هستند و اسم خدا به اذن خدا ، در عالم وجود ، خدا را ظاهر می کند ، آیات الهی را ظاهر می کند ، افعال الهی را ظاهر می کند .

ذات اقدس اله در  سوره نساء فرموده است : « فمن یشرک بالله فقد ضل ضلالا بعید ». اگر کسی در باطن شرک بورزد و به آن بیشتر توجه کند، گمراه تر خواهد شد و از خدا فاصله خواهد گرفت. 
نکته مهم و قابل توجه این است که خدای مهربان در سوره زمر فرموده است : من همه گناهان را می بخشم . ولی 2 مرتبه در سوره نساء فرموده است : من شرک را نمی آمرزم.  البته ما باید خدا را شاکر باشیم که خدای مهربان شرک را نمی آمرزد. چون اگر شرک را
می آمرزید، راه پناه بردن به غیر خودش را برای ما باز کرده بود و این هم از آثار محبت الهی است .
امام صادق علیه السلام عزیزمان فرمود : * هل الدین الا الحب؟ * الدین هو الحب ؛ وقتی دین محبت خداست و محبت خدا به خلق خداست پس قرآن کریم هم کتاب محبت است و از لوازم محبت به خدا برائت است . وقتی خدای مهربان بندگانش را دوست دارد معنای نیامرزیدن شرک این می شود که خداوند نمی خواهد کسی از بندگانش از او جدا بشود .  
خدای متعال در آیات 58 و 59 سوره مبارکه مومنون می فرماید:« و الذین هم بآیات ربهم یومنون و الذین هم بربهم لایشرکون » یعنی از علامات مومن این است که به خدا شرک (شرک خفی ) نمی ورزد .
خدای متعال باز در آیه 27 سوره مبارکه اعراف می فرماید:« انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لایومنون» این لطف الهی است که خداوند شیاطین را دوست افراد بی ایمان قرار می دهد. چون کار شیاطین ایجاد رعب و وحشت و ترس و اضطراب و القاء خوف و حزن است و شخصی که دچار چنین وضعیت روحی شده است چاره ای ندارد الا اینکه به دنبال آرامش بگردد و در نهایت به سوی حضرت حق تعالی گرایش پیدا می کند . مطلب این است که شیاطین همنشین کسانی هستند که ایمان ندارند ؛ حالا اگر انسان بخواهد از دست شیاطین فرار بکند باید ایمان بیاورد چون صریح آیات قرآن است که : « انما ذلکم الشیطان یخوف اولیائه »  ؛یعنی اگر کسی می خواهد از خوف نجات پیدا بکند باید از دوستی شیطان نجات پیدا کند و در آیه 27 اعراف بیان شد که شیطان دوست افراد بی ایمان است.

مطلب قابل توجه اینکه ایمان و شرک هم در قرآن با هم ذکر شده است و هم در روایات آل الله اینگونه بیان شده است . در خطبه فدکیه حضرت زهرا سلام الله علیها و هم در فرمایشات مولا علی علیه السلام است که : « ان الله فرض الایمان تطهیر للشرک.»
یعنی خدای متعال ایمان را برای از بین بردن شرک واجب کرده است .

این ایمانی که ما از آن صحبت می کنیم ، مطهر شرک باطنی و خفی است. حالا مطلب این است که شرک خفی چیست ؟
خدای متعال در آیه 106 سوره مبارکه یوسف می فرماید :
« و ما یومن اکثرهم بالله الا و هم یشرکون » ؛ اکثر اینها ایمان نیاورده اند به خدا در حالی که مشرک هستند .
مرحوم محدث قمی در سفینه البحار آورده است : از امام صادق علیه السلام درباره این آیه سوال شد که یابن رسول الله چگونه می شود انسان ایمان داشته باشد و مشرک هم باشد ؟  حضرت صادق علیه السلام فرمودند:
1- تحویل الخاتم ( مثلا انگشترتان را برگردانید که با دیدن آن یادتان بیاید که با فلانی قرار دارید ) یعنی به جای اینکه از خداوند متعال استمداد بجوید که خدایا یادم بنداز که با فلانی قرار دارم به یک انگشتر که غیر خداست تکیه می کند.
2 - قول الرجل: لولا فلان لهلکت ؛ اینکه مرد بگوید اگر فلانی نبود من هلاک می شدم . در واقع چنین شخصی غیر خدا را در باطن ، مستقلا دارای اثر می داند .
حضرت صادق علیه السلام در دنباله حدیث فرمودند اگر می خواهید از دیگران هم استفاده کنید بگوئید به اذن خدا و در باطن متوجه باشید که غیر خدا مستقلا اثر ندارد .

راغب اصفهانی در مفردات درباره معنای شرک خفی آورده است : « و هو مراعات غیر الله معه فی بعض الامور » شرک خفی مراعات غیر خداست همراه با خدا در برخی امور . شرک خفی یعنی اینکه انسان برای غیر خدا مستقلا اثر قائل بشود . غیر خدا هم اثر دارد ولی به اذن الهی دارای اثر است .   

مطلب قابل توجه این است که در دسته ای از روایت آمده است :« ابا الله ان یجری الامور الا باسبابها » ؛ خدای متعال ابا دارد الا اینکه به وسیله اسباب امورش را جاری کند .
البته اگر بخواهیم دقیق تر نگاه بکنیم این بیان مربوط به عموم مردم است . در روایتی دیگر در کتاب کنز العمال از رسول مکرم اسلام نقل شده است : « ابا الله ان یرزق عبده المومن الا من حیث لا یحتسب » خدای متعال ابا دارد روزی بدهد عبد مومنش را الا از جایی که مومن حساب نمی کند و این مطلب اختصاص به مومنین دارد و البته ذات اقدس اله قادر است مستقیم و بی واسطه آثار وجودی خودش را ظاهر نماید . در دعا هم آمده است : « یا مسبب الاسباب سبب لی سبب بغیر سبب » .

ساده ترین تعبیر برای شرک خفی یعنی هوو آوردن سر خدا ؛ الان هم اگر دقت بشود خانم ها به شوهرانشان می گویند هر کاری بکنی من می بخشم فقط هوو سر من نیار ( ذات اقدس اله هم فرمود :من تمام گناهان را می بخشم ولی شرک را نمی بخشم )
اولین ثمره شرک خفی خوف است. حال انسان گرفته می شود. بی حوصله است. این خوف و حزنی که از شرک خفی به وجود می آید، پیام الهی است که ای بنده من نزد خودم بیا.
مطلبی که باید به آن دقت شود این است که شاید عرض شود حضرت علی علیه السلام فرمودند :« المومن بشره فی وجهه و حزن فی قلبه » ؛ ولی اینجا گفته می شود مومن دیگر خوف و حزنی ندارد ؟؟ در جواب باید گفت : ایمان دارای مراتب است و عالی ترین درجه ایمان آن است که دیگر شخص مومن هیچگونه خوف و حزنی نخواهد داشت .

خدای متعال در قرآن کریم می فرماید : آنهایی که برای خدا شریک قرار می دهند ، « فتقعد ملوما مخزولا » می شوند. هیچ راهی برای فاصله گرفتن از شرک خفی نیست، مگر اقرار به« لا اله الا الله » که آغاز ایمان است. چون این اقرار کنار گذاشتن نفس است. می دانیم که تنها حجاب بین ما و خدای متعال نفس است که باید کنار زده شود . هر آنچه که بیرون از وجود ماست همه حق است و اگر هم باطلی وجود دارد یا به باطل دعوت می کند منشا آن نفس انسان است . 
رسول اکرم علیه السلام فرمود : نه قبل از من و نه من کلامی سنگین تر از « لا اله الا الله » بیان نکرده است .
در روایت دیگر آمده است  : بهای بهشت گفتن لا اله الا الله است.  نکته جالب این است که سر دو لبه بودن شمشیر حضرت علی
علیه السلام همین کلمه « لا » می باشد . حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند :« کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشروطها و انا من شروطها» 12 امام معصوم شروط لا اله الا الله هستند. لام اول امام علی علیه السلام و های آخر حضرت مهدی علیه السلام هستند . امام جواد علیه السلام فرمودند : السلام علی حروف لا اله الا الله فی الرقوم المسطرات .
اگر انسان بخواهد دقیقا مفهوم لا اله الا الله را متوجه بشود باید آنرا این گونه تفسیر کند:لا رازق الا الله–لا خالق الا الله–لا مالک الا الله یعنی خدای متعال دارای تمام آن صفاتی که بیان می شود هست و اگر کسی این مفاهیم را ادراک بکند دیگر هیچگونه خوف و حزن باطنی نخواهد داشت . پس نتیجه می گیریم کسانی که در زندگی روزمره و زندگی اجتماعی خوفِ روزی، ترس از غیر خدا، نگرانی از آینده و ... دارند، مبتلا به شرک خفی هستند.

به تعبیر الهی در آیه 72 سوره مائده: " فمن یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنه ".  نکته مهم این است که تعبیر حرم الله علیه الجنه در تمام قرآن برای هیچ مورد دیگری تکرار نشده است . از این آیه فهیمده می شود کسانی که مشرک به خدا باشند از بهشت رضوان الهی محروم هستند . کسانی که شرک جلی دارند وارد جهنم می شوند و کسانی که شرک خفی دارند ، باید به وسیله بلاها و مصیبت ها تطهیر شوند، ( البلاء للمومن امتحان ) سپس به بهشت رضوان الهی راه یابند ؛ البته اگر از راه ایمان وارد نشوند. این است که ایمان که به معنای توجه به خدا ، باور کردن خدا یا به تعبیر دیگر اقرار به لسان است هر چه قوی تر باشد شرک باطنی کمتر می شودو زمانی که از بین رفت دیگر انسان آرام آرام خواهد بود .

مطلب دیگر اینکه غیر از معصوم همه به شرک خفی مبتلا هستند. ( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ) ؛ فقط اهل بیت علیهم السلام پاک و منزه هستند و البته کار اهل بیت علیهم السلام هم تطهیر باطنی انسانهاست.همانگونه که در زیارت جامعه آمده است :« طیب لخلقنا و طهاره لانفسنا و تزکیه لنا و کفاره لذنوبنا»  ؛ حضرات اهل بیت علیهم السلام آمده اند تا ارکان توحیدی را برای ما تبیین کنند و معانی ایمان را روشن نمایند و به همین دلیل است که در روایت آمده است : « من آمن بنا فقد آمن بالله » ؛ هر کس به ما اهل بیت ایمان و اعتقاد داشته باشد و ما را باور کند ، به خدای متعال ایمان آورده است .

 علامت کسی که از شرک رهایی یافته این است که علاوه بر رهایی از خوف و حزن، از بدبینی نسبت به عالم وجود هم رهایی یافته است . چرا ؟ برای اینکه ان النفس لاماره بالسوء ؛ نفس اماره انسان را دعوت به بدی می کند و می دانیم که نفس اماره تحت تاثیر ابلیس است و کار ابلیس هم دعوت به بدی و سوء است . حتی تمام بدبینی مومنین نسبت به یکدیگر همه مربوط به همین مطلب است و زمانی که انسان وارد عالم ایمان بشود می فهمد که باید اهل حسن ظن به خدا و بندگان خدا بود .
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند : « الطیره شرک » بدگمانی شرک است . ( طیره در بیان عامیانه به معنای فال بد زدن است)
* کسی می خواهد با ماشین به مسافرت برود ؛ به او گفته می شود آقا آرام رانندگی کن وگر نه تصادف می کنی !! این همان طیره و بد بینی است . باید گفته شود آرام رانندگی کن به فضل خدا به سلامت خواهی رسید . اگر هم تند رانندگی می کنی انشاالله به فضل خدا به سلامت خواهی رسید .
چرا طیره و بدگمانی و بدینی شرک است ؟ همه می دانیم ذات اقدس الهی در قرآن کریم فرموده است : بیده الخیر ؛ یعنی نظام ملک
و ملکوت که به دست خداست و دست خدا هم مطلقا خیر است . حالا اگر کسی بدبین و بد گمان شود باید این مطلب مصداق پیدا کند که کس دیگری در خلقت باشد که دستش بدی و شر باشد و این همان دوبین شدن و در نهایت همان شرک خفی است .

پس علامت ظاهری کسانی که از شرک خفی پاک شده اند این است که به تمام مجموعه خلقت ( از آیات الهی )که نظام احسن است به دید خوبی و زیبائی نگاه می کنند . البته باید گفته شود مثلا بغض دشمنان خدا دستور الهی است . غیبت فاسقین دستور اهل بیت علیهم السلام است و در روایت هم آمده است : « زینوا مجالسکم بالغیبت الفاسقین » ( سه خلیفه ملعون ) که این مربوط به تبری است و در روایتی دیگر که فرموده است : « زینوا مجالسکم بمدیحه علی بن ابیطالب صلوات الله و سلامه علیه » مربوط به تولی است . البته مطلب مهم و اساسی این است که اگر ولایت کامل بشود دیگر دشمنی ملاحظه نمی شود که بخواهد غیبت او را هم بکند . خود حضرات اهل بیت علیهم السلام نام آن سه ملعون را اصلا به زبان نمی آوردند .

نکته اینکه به فرمایش امام جواد علیه السلام انسان باید به دوستان اهل بیت علیهم السلام حسن ظن داشته باشد . و این زمانی محقق می شود که انسان از شرک خفی پاک شده باشد . به تعبیر دیگر از کسی که امر به سوء و سوء ظن می کرد رهایی یافته است . کسی که از شرک خفی مبری شد از ابلیس که امر به بدی و سوء ظن می کند رها شده است و به آرامش و خوب بینی و حسن ظن خواهد رسید .  

در روایت امام علی علیه السلام است که انبیای الهی دروغ بلد نبودند چیست . چون دروغ شر است و در وجود آنها در باطن شر نبود . در نهایت ذات اقدس اله به پیامبرانش دروغ را یاد داد . نتیجه اینکه انبیای الهی سر سوزنی شرک خفی در باطن نداشتند . و اگر هم زمانی یکی از پیامبران می خواست نگاه بد داشته باشد ذات اقدس الهی سریع مواخذه می کرد . مثلا حضرت موسی علیه السلام رد می شدند یه یک سگ رسیدند ، گفتند : ما اقبح هذا الکلب ؟ چه قدر این سگ زشت است ! سگ به اذن خدا به زبان آمد : « یا موسی ان کنت لا ترضی بخلق الله فحولنی »  ؛ یا موسی اگر به خلقت خدا راضی نیستی مرا عوض کن ! و در نهایت چهل شبانه روز حضرت موسی علیه السلام گریه و زاری کردند تا خدای متعال توبه ایشان را قبول کرد . البته باید بیان شود که افق فکری و معرفتی حضرات اهل بیت علیهم السلام بسیار بالاتر از انبیای الهی بوده است .

پس اگر قائل به شرک خفی بشویم آن وقت است که قائل به سوء خواهیم بود و مبتلا به بدبینی و بدگمانی خواهیم شد و در نهایت دچار خوف و حزن باطنی و ظاهری می شویم . انشا الله که به فضل الهی آرام آرام از شرک خفی هم رهائی یابیم و به ایمان راه یابیم.

 


برچسب‌ها: آرامش در قرآن, معمار منتظرین, شرک خفی
سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱ .:. ٤:٠۸ ‎ب.ظ .:. حسین نظرات ()
درباره وبلاگ

ادخلوها بسلام آمنین .... یاعلی
نويسندگان
امکانات وب

طراح قالب
ثامن تـــم